تبليغاتX
گروه جهادی جوادالائمه (ع) - دانشجویان دانشگاه یزد
 خانه | بایگانی | تماس     
 
     
     
 

بسم ا... حسین

. تازه به دنیا آمده بود. لباسی تنش کردند و آوردند تا پدربزرگ او را ببیند. دید. گفت که از رنگ لباس خوشش نیامده. لباسش را عوض کردند. او را در آغوش گرفت و بوسید. گفتند منتظر بودیم تا شما اسمش را انتخاب کنید. گفت من هم منتظر کسی دیگرم. جبرئیل امد گفت : حسین
.درمسجد خطبه می خواند. همه بودند! به حسین اشاره کرد "هذا منی و ولدی و..." یعنی این کودک سه ساله از من است، هرکس از او متابعت کند از من پیروی کرده و هر کس هم سرپیچی کند ...
.روزهای اخر عمرش بود. امانت ها را یک به یک شمرد و تحویل زینب داد، او هم می شمرد؛ دید یکی کم است، گفت : پس مال حسین کو؟ مادر گریه کرد زینب هم.
.چند روزی بیشتر از عروسی اش نگذشته بود، برادرش آمده بود تا او را ببیند. زیر نور مستقیم افتاب خوابش برده بود، برادر بین او و  آفتاب حایل شد ، تا دید گفت انشاء ا... جبران می کنم !

.تازه از میدان جنگ به خیمه برگشته بود، می خواست آخرین سفارشها را به زینب و سجاد بکند؛ سجاد که از شدت بیماری به زحمت بلند میشد ایستاد، نه تمام قد؛ اذن میدان خواست ، پدر اذن نداد. پرسید: پدر عاقبت کار به کجا کشید؟ گفت که از همه فقط من مانده ام. گفت چرا اینطور شد پدر؟ گفت : لقمه حرام . 

نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
     
 

درست مثل همین روزهای انتخابات!!

۱.شیطان خیلی وقت ها اصلا کاری ندارد. دست به سیاه وسفید هم نمی زند، می نشیند و تما شا می کند،سوت می زند وبر دنیا میخندد وازشدت شادی پر در می آورد...درست مثل همین روزای انتخابات!

۲. ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا

اهل اسراف با شیطان پیمان برادری بسته اند، و در ناسپاسی او نسبت به خدایش تردیدی نیست. اسراء-۲۷

۳. شیطان که خر نیست همه کارهایش را خودش بکند!پس برادری به چه دردی میخورد؟! پیمان برادری مگر برای همین روزها نیست.؟!. شنیده ایم و بسیارهم گفته اند که"هدف" ،"وسیله" را توجیه نمی کند ِالبته حتما آقایان گذاشته اند برای روز مبادا!

۴. برای خوردن بوته ای علف به لب چاه رفته بود.گوساله بخت برگشته نه تنها علفی نخورد،بلکه بقیه زندگی اش را هم از دست داد؛اهل دلی تا این منظره را دید گفت:حکایت "پست"و"مقام"های امروزی است این بوته ی علف. مواظب باشید از چاله به چاه نیفتید.

 

نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
     
 

جشن میلاد نور

بسم السریع الرضا.

. یازدهم ذی القعده سال صد وشش هجری شمسی!
.« و جائکم من الله نور» دوباره بر کوچه های مدینه نازل شده است.

. ان عدة الشهور عندالله اثنا عشر شهرا.
. طلوع هشتمین شهرش برماه بینان عالم مبارک

. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
. نجمه دیگر نجمه نیست، طاهره است چون او هم حالا علی دارد.

. السلام علیک یا غریب الغربا
. ای قوم سلمان مژده تان باد.

. السلام علیک یا معین الضعفاء والفقرا.
. اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
جان به قربان تو مولا که حج فقرایی

...

. گوهر پاک تو ازمدحت ما مستغنی است
 فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند
...

مولای، فاشفع لی عند ربک.

 

نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
     
 

...فصل پنجم

۱ جهادی نه شغل است و نه تفنن،وظیفه ایست که سنگینی آن بر دوش هر« انسان ِمخلصی» سنگینی می کند. این روزها فصل جهادی «پنجمین»فصل زندگی ماست و جهادی کار کردن هم به نوعی سبک کردن بار تکلیف.

۲منظور ما از جهادی فقط به دست گرفتن بیل وکلنگ یا روی هم بند کردن آجر و خشت وگِل نیست،منظور ما از جهادی؛جهادی بودن نفس ِ عمل است خواه بیل وکلنگی باشد خواه سینوسی و یا انتگرالی!.

۳ امروز ایران اسلامی ما نیازمند دستانی است که نباید فقط به قنوت نماز و بیرون کشیدن گلیم خویش از آب اکتفا کنند؛ امروز ما نیازمند عاشقان  ِ « سِمَت» و جا خوش کرده های بر روی صندلی ریاست نیستیم.امروز  ما نیازمند  ِآستین های بالا زده و آماده  به خدمتِ جوانان ِ این مرز و بومیم. همین!

 

 

نوشته شده در دوشنبه 29 آبان1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
     
 

باب زرندیون

 

قراربود مثل هر روز با وانت بریم سر کار. این دفعه نیومد،به غیرتمون برمی خورد کاری نکنیم.

پیاده راه افتادیم .
دو گروه بودیم.گرو اول رو نمی دونم چه جوری رفتند.اما ما؛

یه تویوتای بامرام!وایساد.بدون معطلی پریدیم بالا!

کارمون شده بود پاییدن جاده که یه وقت گیر نیفتیم. بالاخره شد آنچه نباید می شد. کار از کار گذشته بود.
هفت هزارتومان جریمه شد پاداش راننده فداکار ؛ بچه ها اما قبول نکردند.

با زحمت از راننده خداحافظی کردیم.

نوشته شده در یکشنبه 21 آبان1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
     
 

ما نبودیم و تقاضامان نبود...

پلان اول

سلام.

 قبل از اینکه اولین مصیبت وارده ،یعنی خداحافظی آقا مسعود رو تسلیت بگم از دومیش شروع می کنم :راستش هر چی شره از زیر سر همین رفیق لرٍ ما که از بد روزگار همسایه ما هم هست بلند میشه! چرا ؟ بابا ماکه نمی خواستیم خودمونو آلوده کنیم ، این آقا اومد زیر پای ما نشست و گفت تو کی می خوای کمک کنی؟  و از این حرفای دهن پرکن که بچگی زیاد می شنیدیم ...آقاهرچی از ما انکار از اون اصرار، اون هم با چه سماجتی!خداییش رفیق به این سریشی تا حالا نداشتم... خلا صه بعد از کلی صحبت ظاهرا دوستانه! ما راضی شدیم و نتیجه این گفتگو هم شد آش خاله!

پلان دوم

از این حرفا که بگذریم می خواستم بگم همیشه شروع سخت ترین مرحله هر کاری بوده و هست،قدیما رسم بود که یه -یا علی- می گفتند و تا آخر کار هم بودند. حالا رو اما نمی دونم. ما هم محضاً لرضایت دوستان-تف به ریا-قصد داریم در حد توان خودی نشون بدیم! تا کور شود آنکه نتواند دید!- آقای نسبتاً محترم، اصلا منظورم مسعود نبود !!!-.شما هم ما رودعا کنید.خدا رو چه دیدی  شاید تونستیم و به قول معروف زدیم و شد.

تا بعد.

نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان1385 توسط اصغر

[لینک ثابت] |

 
     
     
 
     
 
قاب عکس :
 

 

 

 

نویسندگان :

بچه های جهادی
هادی
حمیدرضا
اصغر
بچه های جهادی 2
میلاد حنفیه
...
مسعود
حمیدرضا جعفری
سید جواد مرتضوی
سعید تیموری
حمیدرضا احمدی
علي عليجانيان


پیوندهای روزانه :

شمشيرمان قلم است و بيل و كلنگ

سفر به آفریقای ایران...

دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

گزارش تصویری از اردوی جهادی خاتم

کمی مرتبط

سخنان قصاری درباره محرم و عاشورا

سامسونتت را دفن کن

زندگی یعنی خوردن!

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسوولیت ...

نگاهی طنز به جنگ سی و سه روزه لبنان!

«Sallattime» نرم‌افزار تعيين اوقات شرعی و قرائت اذان

لطفا توی صف نایستید!

آمده گان!

اصل جهادی

بایگانی پیوندهای روزانه
 


دوستان :

شهيد دكتر مصطفي چمران

امام موسي صدر.حركة المحرومين

در جستجوی اصل جهادی

جهادی فارغلهای مفید2

مقداد رستمخانی

مسعود مسیح تهرانی

دلنبشته ها- حاج آقا موسوی

سخنان بزرگان و جملات حکیمانه

تاملاتی در باب جهادی

کانون جهاد،خدمت رسانی و سازندگی دانشگاه آزاد یزد

سايت خبري تحليلي شيعه نيوز

فرهنگي، اجتماعي، قرآني

جهاد، سیاست فلسطین و لبنان

تصاویری از اردوی جهادی نمداد. جنوب استان کرمان

خدا خوشکل ها رو خواسته!

 


بایگانی :

شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آرشيو

بایگانی تمام مطالب
 


 RSS 

برای استفاده از RSS این وبلاگ می‌توانید از منابع زیر استفاده کنید:

FeedReader
FeedDemon
YahooAlert
GoogleReader

RSS چیست؟

 

 
طراح قالب: آســـمـــان
 
     
     
© استفاده از مطالب و منابع موجود در این وبلاگ با ذکر نام و پیوند وبلاگ بلامانع است