نوشته ای که در ذیل می آید، حاصل یک نظرسنجی داخلی، از گروه جهادی جوادالائمه (ع) دانشگاه یزد با جامعه ی آماری 37 نفر شرکت کننده است که به صورت تبادل پیام کوتاه، از طریق تلفن همراه، در تاریخ 30 اردیبهشت ماه سال 1388، توسط یکی از اعضای همین گروه جهادی، انجام پذیرفته است.
کما فی السابق، منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما بازدید کننده ی گرامی هستیم.
سؤال مطروحه در این نظرسنجی، به قرار زیر است:
* به نظر شما؛ برای اردوی جهادی بعدی، کجا مناسبه که اردو برگزار بشه؟
۱. امیر ناصری دهکردی: اگر چهارمحال [و بختیاری] باشه، در هماهنگی و امکانات، امکان کمک دارم.
۲. مجتبی خاشعی: خوزستان.
۳. علی رضا رحمانی: هر جا شما بگی خوبه.
۴. حاج آقا محمدحسین دهقان نیری: سلام. با بودن شرایطی که برای آقای شریفی گفتم، جهت ثمره داشتن جهادی، در همان منطقه ی قلعه گنج ( ادامه ی کار).
۵. خسرو خالقی: به نظر بنده، اردوهای جهادی، مختص عشایر که محروم ترین قشر هستند، باشه.
۶. حاج آقا مرتضی نصراللهی: بهترین جای اردوی جهادی؛ نفس خودمان.
۷. محسن کریمیان: الف) اگه دُبی باشه، خیلی خوبه، ولی کربلا هم میام.
ب ) سلام عمو ... . اسم تعدادی شهرستان بفرستم، کفایت می کنه یا منظورت چیز دیگه است؟
ج ) یه گروه، عید امسال رفته بودند قرمزآباد قزوین، از توابع قزوین. باز هم خبرت می کنم.
۸. محمود صادقی بخی: سلام. از نظر من، بهتره در مناطق محروم باشه ( به به! مادرجان! )
۹. محسن حجازی: ابتداءً توی یزد، چون مناطق محروم زیادی داره، بعد جاهایی مثل کرمان، سیستان، و کُلاً مناطق جنوبی و شرقی. یا علی . التماس دعا
۱۰. محمدرضا محمودی: به نظر من بریم شمال، که بعد از کار بریم شنا.
پس از وقفه ای تقریبا یک ماهه، بالاخره برادر جیم.غین دست به قلم شده، و مطالبی را در دفاع از خود، در قالب بیانیه ای ایراد فرمودند.متن بیانیه ی معظم له که به تازگی صادر شده است، و به دست بنده ی حقیر، میم.کاف (به گفته ی عابدی، کوگی) رسیده است، به شرح زیر می باشد:
بسم الله القاصم الجبارین
اللهم انی اسالک ( ... ) بعدد ما احاط به علمک، الساعه، الساعه، العجل، العجل!
چندی است كه روزنامه های زنجیره ای اردوی جهادی!! تمام هم و غم خود را بر این گذاشته اند تا مسئولان خدوم و مظلوم واحد ....!!!!! اردوی جهادی چهل منی را مورد هجمه تبلیغاتی خودشان قرار دهند. از آنجایی كه سردسته ی گروهك های جهادی، با برنامه ریزی قبلی و از پیش تعیین شده با همكاری جمعی از دست اندركاران اردو، به نشراكاذیب و مطالب خلاف واقع و بعضاً تخریبی، و البته به قصد انتقاد، در سایت اینترنتی جهادی !!!!نموده اند تا بتوانند به خیال خام خود مسئولان خدوم و مظلوم!!!! واحد...!!!! را از صحنه ی انتخابات ریاست جمهوری خارج كنند،تا از این طریق به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابند. اما غافل از اینكه مسئولان زیرك و باهوش واحد.....!!!!! از طریق جاسوسان دلسوز خود، یعنی (میم.كاف) همواره به نقشه های آنان پی برده و در پی خلع سلاح و نابودی اهداف شوم آنان بر می آیند!!!!! لازم به ذكر است كه از آنجایی كه مسئول محترم واحد.....(رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ)این روزها مشغول انجام پایان نامه خود می باشد و به دلیل مشغله كاری كه برایش پیش آمده نمی تواند در مقام پاسخ برآید و جواب سردبیران روزنامه های زنجیره ای اردو جهادی را بدهد.به ناچار مطالبی مختصر را در بزرگترین سایت اینترنتی اردو جهادی!!!!به ثبت می رساند تا موقتاَجواب آنان را داده باشد و بعد از اتمام دوره كارشناسی اش كه به لطف خدا در تیرماه 88 صورت می پذیرد در مقام پاسخ برآید و با نشر بیانیه ای كه حالت رنج نامه دارد پاسخ مخالفان اردوی مقدس جهادی!!!!! را بدهد.
«کربلا را تو مپندار که نامی است در میان نامها و شهری است در میان شهرها. کربلا ...»
از زمانی که برگشته ام، همین طور این جمله را تکرار می کنم. با اینکه کامل اش را هم یادم نیست اما همین مقدارش هم کافیست تا به جای «کربلا»، «جهادی» را بگذارم و به جای «شهر»، «اردو» را. و به این ترتیب مانند ارمیا در بی وتن امیرخانی همین طور زیرلب تکرار کنم: «جهادی را تو مپندار نامی است در میان نامها و یا اردویی است در میان اردوها. جهادی ...»
برخی چیزها را زمانی قدر می دانی که که از دستشان داده باشی و جهادی از همین «برخی»هاست. زمانی که دوباره قدم به شهر و زندگی قبلی ات می گذاری، تازه می فهمی که در این مدت با چه کسانی زندگی کرده ای، چگونه زندگی کرده ای و هم اکنون چگونه زندگی میکنی و کجا می زی ای!
تنها یک یا دو روز از برگشتت کافیست، تا آرزو کنی که همین طور جهادی بمانی. از آخِر که شروع کنی، یادت می آید مجری تازه کار را، در مراسم اختتامیه در مسجد چهل منی(روستایی در حومه قلعه گنج)، که می گفت: «هیچ میدانی جهادی یعنی چه؟ جهادی یعنی جهادِ با نَفَس» و بعد هم مثالی از حضرت یوسف(ع)؛ که ایشان هم بعد از جهادِ با نَفَس بود که شد عزیز مصر و الا که ... . و یادت می آید که خود، اولین کسی بودی که از فردا صبحش، این سوتی را دست گرفتی و آن قدر گفتی که طرف دیگر نتوانست قضیه را بپیچاند.
اما واقعاً جهادی یعنی چه؟! جهادی یعنی کشتی گرفتن با تمامی پسرانِ راهنمایی به پایینِ ریگ متین یا به قول رفیق نجف آبادی مان، ریق متین. جهادی یعنی لرزیدن زیر بارانی که از صبح ناغافل شروع به باریدن کرده است و گروهی که تو در آنی، همه لج کرده اید و مثل دیوانه ها، زیر آب باران کار کرده اید و خیس شده اید. خیس که نه، آبِ خالی. بعد هم به مسجد تازه ساز پناه برده اید و با بچه های روستا مچ انداخته ای و با اینکه صدایت در نمی آید با مجید و بقیه آواز خوانده ای.
جهادی یعنی اینکه مجید با حاضر جوابی اش ذله ات کند و کم بیاوری و او هم به رویت نیاورد. زمانی که می گوید: تیم فقط استقلال. و تو می گویی: استقلال که تیم نیست. اصلاً جمع کنید با آن علیزاده تان. و او می گوید حالا این چه ربطی به زلزله بم داشت؟! و تو سردستی مُهملی جور می کنی و تحویلش می دهی. دوباره می گوید حالا این چه ربطی به زلزله ریگ داشت؟! و زمانی که باز هم چیزی می گویی، او می گوید ریگ که اصلاً زلزله نیامده است و تو تازه می فهمی که بابا خیلی عقبی! این مجید نه از آن مجیدهاست! اما او به رویت نمی آورد و تو خودت، دست آخر، مجبور می شوی داد بزنی که: «سرورِ هرچی لُنگیه، امیرِ قلعه نوئی یه!»
جهادی یعنی اینکه در چهار پنج روز نتوانی حمام بروی و حتی نتوانی یک دستشویی مشتی بزنی! اما با همین روند عشق کنی و دل نکَنی از جهادی. جهادی یعنی اینکه به جای دعاهای رایج سر سفره، دعای سفره ات شعری باشد با این آهنگ که: «پیرهن صورتی دلِ منو بردی، بردی دلمو غممو نخوردی؛ نشون به اون نشون یادته ...» و در ادامه «من میرم از جهادیِ تو بیرون، یادت باشه معدمو کردی ویرون، یادت باشه ...»
گزارشی كه تقدیم می گردد، نتیجه سه سفر شناسایی است كه جمعی ازعزیزان تیم شناسایی گروه جهادی جوادالأئمه(ع) دانشگاه یزد، در دی و بهمن ۱۳۸۷ جهت تدارک و هماهنگی اردوی جهادی نوروز ۱۳۸۸ از منطقه محروم شهرستان قلعه گنج استان كرمان داشته اند.امیداست تا با همتی بلند و به یاری هم، گره ای از مشكلات همنوعانمان دراین منطقه محروم باز كنيم.
شهرستان قلعه گنج به عنوان آخرین شهرستان، در جنوب شرقی استان كرمان واقع شده است، و حدود دو سال است كه نام شهرستان را به یدک می كشد. از این شهر، به عنوان بن بست ایران یاد می شود، شهری كه در فاصله ۷۵ كیلومتری از جنوب كهنوج و در فاصله زمانی ۳ ساعت تا شهر بندرعباس قرار دارد.
این شهرستان از دو بخش مركزی و چاه دادخدا تشکیل شده است.جمعیت شهرستان قلعه گنج، بالغ بر۱۰۵ هزار نفر بوده و مساحتی حدود ۱۴ هزار و ۲۰۰ كیلومتر مربع دارد، كه در غالب ۴۱۶ روستا زندگی می كنند.وسعت این شهرستان به همراه روستاهایش، به تنهایی با مساحت استان ایلام برابری می کند.علیرغم اینکه جمعیتش بسیار کمتر از استان ایلام است.
بی شك می توان گفت ۸۰٪ از مردم در فقر به سر می برند. این در حالی است كه زمین های مساعد و آب های زیرزمینی همه قربانی امكانات هستند. نخل ها ی خرما و زمین های كشاورزی كه از ۱۰۰ حلقه چاه و ۵۴ قنات و ۷۳ چشمه می توانستند رونق زندگی را به این مردم برگردانند، بر اثر خشكسالی كاربری خود را از دست داده اند، و بیش از ۱۲ هزار رأس دام تلف شده اند، و خسارات ناشی از آن به بیش از ۸۰ میلیارد تومان می رسد، و قصه آن همچنان در این شهرستان ادامه دارد به نحوی كه از مجموع ۴۱۶ روستا، تنها ۴۰ روستا آب لوله كشی شده دارند و ۶۰ درصد آنها هم با كمبود آب مواجه هستند. در حال حاضر به ۵۴ روستا با تانكر، آبرسانی می شود،و ساكنان این منطقه با بیماریهای عفونی و روده ای دست و پنجه نرم می كنند. این در حالی است كه در منطقه حدود ۱۲۶۰۰ كپر وجود دارد كه در آن ۵۸ هزار نفر ساكن هستند كه بیشترین مشكلات، متوجه این قشر از مردم است.
با توجه به این ویژگی ها و بازدید صورت گرفته از روستای ریگ متین كه در بخش مركزی قرار دارد، ایجاد ظرفیت های جدید كه شامل ساخت مسجد و مدرسه در این مناطق می باشد الزامی به نظر می رسد. این روستا ۱۰۰درصد كپرنشین هستند، و تنها یك مدرسه ی پنج كلاسه ی بلوكی و خیلی قدیمی وجود دارد، كه جوابگوی بیش از ۹۰ نفر دانش آموز دبستان و راهنمایی روستا، نیست. تنها مدرسه ی این روستای ۱۰۰۰ نفری به صورت دو شیفته و مختلط اداره می شود، كه همین مسأله ی مختلط بودن، اجازه ی ادامه تحصیل دانش آموزان دختر روستایی، تا مقاطع بالاتر را نمی دهد، چرا كه شرم و حیای دختران دانش آموز این امكان را به آنها نمی دهد.
در بازدید از این منطقه، آنچه كه بیش از هر چیز انسان را تحت تاثیر قرار می دهد نبود امكانات اولیه ی زندگی از قبیل:مسكن مناسب، سرویس های بهداشتی، حمام، فضاهای آموزشی و ... است.
این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بسته اید(و آنان عهد شکستند).(1)
پس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده می شود که در زمین (مکه) گردش و آسایش کنید، و بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد و همانا خدا کافران را خوار و ذلیل خواهد کرد.(2)
(اما) وقتى ماههاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد؛ و آنها را اسير سازيد؛ و محاصره كنيد؛ و در هر كمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هرگاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد؛ زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)
زندگی ساده و روستایی در شرایط زمانی گذشته علاقه فرزند خواهی خصوصاً پسر را بوجود آورده است . از این جهت زن و مرد از بدو زندگی مشترک با گرفتن دعا چل بر به فکر راحتی زاد و ولد بده اند اگر چه این مسایل غیر علمی بوده اما برای امید زندگی موثر بوده است ...